۲ مطلب در شهریور ۱۴۰۰ ثبت شده است

2- ورود اون سو به فندوم موا

بله- 

امروز در تاریخ یکم شهریور ماه سال هزار و چهارصد، بنده موا شدم.

یکی از چیزهایی که مدت هاست میخوام انجامش بدم مولتی فن کیپاپ شدن هست. واقعا گروه های عالی ای وجود دارن که ادم دلش نمیاد فن شون نشه TT دیگه منم تنبلی رو کنار گذاشتم و با تی‌اکس‌تی که هوبه‌های بی‌تی‌اس هستن شروع کردم.

بذارین دست اوردهای روز اولم رو براتون بازگو کنم :

- اولین اهنگی که گوش دادم و موزیک ویدیوش رو دیدم مجیک بود. 

عملا هیچ چیزی از اتفاقاتی که افتاد رو نفهمیدم و از میزان پیچیده بودن کانسپت داستانی گروه برگام موند و خودم ریختم :"

برای اینکه متوجه بشم باید از اول شروع کنم ام وی ها رو به ترتیب ببینم و  نکته هاش رو جایی برای خودم بنویسم. همین‌جا چطوره؟ (وی به معنای واقعی کلمه دیوانه این تایپ تحلیل ها و تئوری هاست) 

ولی وای بر من... صداهااااشونننن.... انقد زیبااااا.... انقدر هماهنگگگگگ.... تریذنذزبدندبسصقلدذذ

- اهنگ بعدی که اون رو هم با موزیک ویدیو دیدم وی لاست د سامر بود ...

خیلی خوب بوددددد T_T

چنگده لیریکشون قشنگ بود T_T

واقعا حرف دل ادم رو میزد توی این کرونائیه ؛ اونم به قشنگترین شکل ممکن ممکن :)

استایل ها، رقص ها، متن اهنگ... همه چیزش خیلی به دلم نشست و مطمئنم قراره یکی از اهنگ های مورد علاقم باشه 

- هنوز حوصلم نکشیده بیوگرافی هایی که توی مجله تایم ازشون هست رو بخونم... شاید تا فردا انجامش دادم ... :] 

-  توی چندتا کانال خیلیییی خفننننن تلگرام جوین شدم که یه کوه مطالب مختلف و جورواجور داشتن؛ ادیت، فن فیک، اخبار، توئیت و مومنت، بیوگرافی و کلی چیز دیگه (*گشتن و دیدن این مطالب سرگرمی جدید وی می‌باشد)

- چند ساعت اول عجیب حس میکردم تهیون و بومگیو شبیه به همن :]

ولی به لطف حجم عظیمی از تیک تاک ها وادیت هایی  که توی پینترست دیدم الان همه اعضا رو ظاهری میشناسم

- باید به ترتیب لیریک ویدیوهاشون رو هم ببینم ( زیرا اینجانب هنوز صداها رو از هم تشخیص نمی‌دهد "> )

- اصلا نتونستم ویدیو هاشون کنار بنگتن رو ببینم . میزان اکلیلی که میریختم خیلیییی زیاد بود و امکان تشنج و سکته برام بالا میرفت. 

- هیونینگ کای کیوتم متولده بیست و سه مرداده ومن متولد بیست و چارممممم

بالاخره یکی تو کیپاپ مردادی بودددددد 

ناقصلیسس336دبسبنگگختاف5یص3ذدم

وایسص25اومسسشزدممعتخخبطسصبلغدزیلتنغنب

( وی از وقتی که فهمیده فقط داره عر میزنه )

- خیلی وقت پیش چندتا البوم هاشون رو تو موزیک پلیرم دانلود کردم ولی هیچ کدوم تو پلی لیست هام نبود و گوش نکردمشون.باید یه پلی لیست جدید درست کنم نه ؟

 

امممم فک کنم هرچی واسه روز اول بود نوشتم.... 

امیدوارم دوباره مجبور نشم ادیت بزنم این پست رو ... 

فایتینگ موا ✨💙

 

@ و چقدر خوشحالم که اون روز این پست رو گذاشتم :" 

پروردگارا ... نیازمند به این جور پست ها درمورد کیپاپ و فندوم هام  تا سر حد مرگ :"

وی تلاش میکند زین پس وبلاگش را پر از این کیوتک ها کند :"

*عکس پست رو عوض کردم ... این خیلی گشنگ تره *^* 

  • نظرات [ ۴ ]
    • Kim UnSoo
    • دوشنبه ۱ شهریور ۰۰

    1-اندر احوالات#1

    اهم اهم *صاف کردن صدا

    خب، اولین روز شهریوره و با اینکه ندا میده فقط یه ماه از تابستون باقی‌مونده ولی من بی‌صبرانه منتظرش بودم :>

    چون امسال میرم کلاس نهم و به شخصه برای من سال خیلی مهمی محسوب میشه؛ پس تصمیم گرفتم با یک برنامه درسی طولانی همه درس های‌اصلی هفتم و هشتم رو از اول مثل ادم بخونم و دوره کنم. (توی این یه ماه خودم رو نابود میکنم تا توی سال تحصیلی به فنا نرم:] ) 

    معلم شیمی‌مون هم با یک سخنرانی تحدیدوار اب‌پاکی رو روی دستامون ریخت و احتمالا الان کله پایه دارن برنامه درسی میریزن D: 

    پس باید گشادیم رو حداقل واسه یه مدت کنار بذارم و درس بخونم. 

    (با این حال حس میکنم قراره روزهای خوشگل و شیرینی داشته باشم ... که واقعا مسخرس :/ ) 

     

    غیر از این مسئله از اونجایی که دیشب تا صبح بیدار بودم و برنامه خوابم هم بهم ریخته؛ شدیدا بیحال شدم و سردرد گرفتم، برای همین تقریبا بعد از کلاس هام فقط خوابیدم و نتونستم کار خاصی انجام بدم... فقط یکم نت‌گردی، فن‌فیکشن و تکالیف... ولی همیشه اینجور مواقع حرف جین رو تکرار میکنم که میگفت مهم نیست اگه فقط استراحت کنین و رو تخت دراز بکشین، شما مجبور نیستین کاری که از نظر جامعه و بقیه مفید محسوب میشه انجام بدین... اره...

    و در اخر خواهش میکنم اون عکس کیوت رو خیلی دوست بدارین... سر گذاشتنش پدرم در اومد "}

    فایتینگ 💖💖

     

    @دارم پست‌هام رو از اول بررسی میکنم و با اینکه کم هستن و حقیقتا چیز خاصی هم ندارن ولی بازهم دلم میخواد خیلی‌هاشون رو پاک کنم  :" 

    اما تو تایپ کارهایی که من انجام میدم نیست. ترجیح میدم نگه دارمشون تا بعدها ببینم که چقدر همون ادم قبلی ام و چقدر تغییر کردم :"

    امیدی که به شهریور و هیجانی که برای درس خوندن (و در اصل انجام خیلی کارها) داشتم شیرین بود... اما به نتیجه‌ای نرسید تا این چند وقت که دارم خودم روزهای سرد زمستون رو با تلاش هام گرم میکنم و سعی میکنم اونجور که دوست دارم پیش ببرمشون (حتی؛ اره، میشه گفت موفق هم بودم )... خوبه که بتونی کنترل روزهات رو خودت تو دست بگیری :} ... کاری که اون روزها علی‌رغم همه سعی هایی که میکردم نمیشد و نتیجه نمیداد :] 

    و چقدر اون اوایل تو وبلاگ نویسی ناشی بودم و میترسیدم و قلمم باهام راه نمی اومد... حسی که حالا نسبت به اینجا نوشتن دارم خیلی سوئیت تر از اون موقع هاست. 

    - بعد از یک شهریور، روزهای بی شماری به سر درد و بی حوصلگی و خستگی گذشت اما خوبیش اینه که هرچند سخت و کلافه کننده بود چیزهای زیادی رو بهم یاد داد...

    - و هنوز هم روی این عکس جی کی کراشم :} *هرچند بعدها پاک شد TT

    - نکته دیگه ای هم درباره این پست هست، من از خیلی قبل تر روزانه‌‌‌نویسی میکردم و توی وبلاگ‌های‌ بیان میچرخیدم؛ برای همین چیزی که اینجا میبینید یک سلام یا متنی برای شروع نیست ">... مثل باز کردن یک دفتر خاطرات از صفحه‌های وسطی میمونه:>

  • نظرات [ ۳ ]
    • Kim UnSoo
    • دوشنبه ۱ شهریور ۰۰
    as free as the PURPLE
    as calm as the GREEN